تاریخ : 13. آذر 1396 - 11:06   |   کد مطلب: 1974
نقدی بر پست جدید استاندار سابق خراسان جنوبی در شهرداری تهران
«نه» مدیران سیاست زده به شایسته سالاری
البته این‌ نمونه قطره‌ای است از دریا، اما اگر مورد بی‎توجهی قرار گیرد و جنس انتصاب‌ها به این نحو باشد هیچ تضمینی نیست که خدمات به مردم مشروط به همسویی فکری و سیاسی خانواده ها با جریان حاکم باشد!

به گزارش مهر مشرق ، خدمت به مردم شعار مقدسی است که همواره در رأس اهداف مدیران جامعه بوده و هست و برای ربودن گود رقابت همواره این شعارها وجود دارد هرچند در عمل رنگ می‌بازد و تنها گردونه رقابت‌ بر سر کسب پست‌هاست که همچنان ادامه دارد و تنها آسیب‌دیدگان این دور باطل در بسیاری از موارد مردمی هستند که برای زندگی بهتر دست به انتخابی جدید می‌زنند به این امید که شاید انتصابی براساس تعهد و تخصص صورت پذیرد و بتواند مشکل‌گشای زخم‌های جریحه‌دارشان گردد.

اما گذشت زمان و انتصاب‌ها چیز دیگری را نشان می‌دهد چرا که توقع بسیاری از افرادی که در جریان خاص هستند این است که تمام مدیریتها به آنها واگذار شود و توقع دارند مردم دنباله‌رو جهت فکری آنها باشند، هرچند که  به خاطر نحوه عملکردشان برخلاف میل‌شان رقم خورد و بیش از یک سال طول نکشید که مهره مات بازی شدند.

 

 

*بازشسته ای که پشیمان شد

اما در استمرار جریان انتصاب‌ها حرف از یک استان نیست بلکه صحبت از انتصاب‌ها در کشور و به طور خاص در پایتخت است، آن هم در دیاری که روزی تعدادی از مردان و زنان آن جان برکف ایستادگی نمودند و به بهای خونشان اعلام نمودند اما امروزه می‌بینیم که از گوشه و کنار این دیار گروه‌هایی وارد میدان می‌شوند که تنها مظاهر غرب را مشاهده نموده و سیره خود قرار داده اند.  اما آیا نباید درطی نمودن مسیر به گذشته وقعی نمود و بزرگانی که این مسیر را رفته اند مشاهده کرد، چرا در میانه راه برگشت نموده و پس از تجربه به این نتیجه رسیدند که تنها و تنها مسیر پیشرفت در چارچوب مکتب اسلام نهاده شده و این ما هستیم که باید در کنار تخصص روز با اجتهاد آن را فعال نموده و سیره قرار دهیم.

 

 

لذا اگر هدف توسعه و پیشرفت ایران زمین است و مهره‌های اصلی با تفکر فراجناحی به میدان آمده‌اند، چرا افرادی در گوشه‌ای از این دیار نتوانستند جز بازی سیاست، کاری برای مردم انجام دهند؟  افرادی که طبق گفته‌ خودشان بعد از برکناری از سمت‌هایشان در خراسان جنوبی، قصد کناره‌گیری و بازنشستگی داشتند اما مجدد در سمتی بالاتر ابقا شدند. اگر عیب به مدیران گذشته وارد بود که چرا بازنشستگان را به کار می‌گیرید چرا بازهم دوباره مشاهده می‌کنیم؟ اگر تخصص و تدبیرشان ملاک ابقا شدنشان بوده که این نیز قابل قبول نیست چرا که بعضا نتوانستند در یک استان، مدیریت کارآمد داشته باشند، پس چرا تکرار؟

 

*حقوق شهروندان زیر پای سیاست

اما اگر هدف تکمیل پازل افراد منتصب به یک جریان سیاسی، به هر قیمتی است ابقایشان قابل قبول است و به نظر می‌رسد مدیریت کلان کشور بهتر از دست آن‌ها ساخته است!!  چراکه یک فعال اجتماعی می گوید شاهد شیوه های مختلف برای حذف افراد حتی "خودی" از لیست های انتخاباتی هستیم تا بلکه ترکیبی یکدست شکل گرفته و مدیریت شهری کاملاً در قبضه و انحصار تیم خاصی قرار بگیرد و پدرخوانده های جریان های سیاسی که اغلب هم از مسئولیت های اداری بازنشسته شده اند، برنامه ای را مدون ساخته تا پست های مدیریتی شهرداری تهران را که قریب هزار پست است میان بازنشستگان سیاسی مهره چینی کنند و طبق گفته روح نواز، نامزد شورای اسلامی شهر تهران، «اگر شورای شهر و شهرداری تهران به باشگاه سیاسی احزاب و جریانات سیاسی مبدل شود، یقیناً حقوق شهروندان مورد خدشه و تضییع جدی واقع می شود و لذاست که مردم نباید به دست خود چنین سرنوشتی را رقم بزنند.»

 

 

 اما اگر هدف ساختن کشور است باید گفت امروز نیازمند ساختارشکنی در نوع انتصابات هستیم، چراکه مردم به برنامه ها، پیشینه، کارآمدی و تخصص افراد موردنیاز مدیریت شهری توجه می کنند نه اینکه طرفدار کدام جریان سیاسی باشد. برای مردم خدمت مهم است و بس.  اگر این چتیت نگاهی حاکم باشد قطع یقین شهرداری تهران از سقوط محتمل به ورطه سیاست نجات خواهد یافت و گرنه هیچ تضمینی نیست که ارائه خدمات شهری به مردم مشروط به همسویی فکری و سیاسی خانواده ها با جریان حاکم نباشد.

 

 

*استاندار ناکارآمد در تهران پست می گیرد

تمام این احوالات در شرایطی رقم می‌خورد که نجفی شهردار تهران، که برای جایگاهی برای مدیریت سیاسی قائل نیست و بنا به گفته خودش همان روز اول جامه سیاسی از تن درمی‌آورد و جامه خدمت می پوشد و در شهرداری کار سیاسی نخواهد کرد و انتخاب‌ها سیاسی نخواهد بود.

 

 

این سخنان نجفی درحالی است که انتصاب‌ها گویای چیز دیگری است؛ انتصاب سیدعلی اکبر پرویزی به سمت «مدیرعامل سازمان املاک و مستغلات شهرداری تهران»، به عنوان شخصیتی کاملا سیاسی، برخلاف گفته های نجفی می‌باشد. کارنامه دو سال و چند ماهه پرویزی استاندار سابق خراسان جنوبی در بجنورد و پس از آن کارنامه یک ساله اش در خراسان جنوبی نشان می‌دهد که فعالیت وی بیشتر در حوزه مسائل سیاسی و جناحی در راستای اهداف جریان سیاسی خاص و براساس خواسته آنان پیش رفته است که براساس شنیده‌ها و گفته های مردم بجنورد این جناحی بودن وی یکی از علت های عقب ماندگی خراسان شمالی در طی دوران مدیریت وی بوده است.

 

 

همچنین کارنامه وی در خراسان جنوبی چیزی جز گلایه و شکایت‌های مردم و مسئولین اثری دربرنداشت. وی به جای پیگیری مطالبات مردم مشغول سیاسی کاری بود؛ به گونه ای که از همان ابتدای ورودش به استان حاشیه سازی ها آغاز شد اما عملکرد و اظهاراتش درمورد مسائل مختلف سبب شد تا اقبال عمومی را جلب نکند و در این استان نیز رفوزه شود و حضور پرویزی به عنوان استاندار خراسان جنوبی جز سیاسی کاری و ایجاد حاشیه هیچ دستاوردی نداشته است و حتی اگر به عملکرد استانداران این دوره در سطح کشور نگاهی بیندازیم پرویزی کمترین عملکرد را به جهت رای آوری دولت در بین استانداران کشور داشت. البته پرویزی موقع رفتن از خراسان جنوبی در گفتگو با یکی از رسانه های استان در مورد این که چه مسئولیتی را بعد از پایان کار خواهد داشت افزود: «برخی از دوستان قبول مناصبی را در وزارتخانه ها پیشنهاد داده اند اما تصمیم ندارم از این به بعد مسئولیتی را قبول کنم و امیدوارم روی این تصمیم بمانم و بهتر می بینم که دیگر مسئولیتی را نپذیرفته و در خدمت خانواده باشم.» و حتی گفته بود:« قبول مسئولیت استانداری خراسان جنوبی هم به اصرار و خواسته دیگران بود وگرنه من به هیچ وجه حاضر به قبول این مسئولیت نبودم.» اما با این وجود این سخنان بازهم مسوولیت دیگری را پذیرفته است.

 

*با ذره بین در جستجوی شایسته سالاری

 

مهم‌ترین ملاک‌ها برای انجام مسئولیت شایسته، عدم شائبه در خصوص مسائل مالی، مشارکت و تسهیلگری و توجه به سرمایه اجتماعی و قانون‌پذیری است اما از عملکرد برخی ها می توان فهمید که چندان هم تابع قانون نیستند و تنها در مواقعی داعیه قانون پذیری دارند و لذا انتصاب سیاسی بر عملکرد و کارایی ارحجیت دارد و تا زمانی که از جاماندگان سیاسی استفاده می شود پیشرفتی هم حاصل نخواهد شد.

 

البته این‌ نمونه قطره‌ای است از دریا، اما اگر مورد بی‎توجهی قرار گیرد و جنس انتصاب‌ها به این نحو باشد هیچ تضمینی نیست که خدمات به مردم مشروط به همسویی فکری و سیاسی خانواده ها با جریان حاکم باشد!  اما اگر خدمت هدف مسئولین است می‌بایست دید فراجناحی آن‌ها در عمل پدیدار گردد تا بتوان گفت مردم در این مجموعه به چشم می‌آیند، چراکه دوام دولت نیز به پشتوانه ملت، خواهد بود و از طرفی با احترامی که برای تجربه افرادی که سابقه مدیریتی زیادی دارند قائل هستیم اما بهتر است به جوانان اعتماد کنیم و از توان آنها برای مدیریت کشور استفاده نشود.

 

انتهای پیام/

 

 

دیدگاه شما

http://ommatevahed.com/