تاریخ : 15. مهر 1396 - 12:51   |   کد مطلب: 1935
گفتگوی مهر مشرق با محمود جاهدی از جانبازان استان
10 درصد کار برای جانبازان را100درصد تبلیغ می کنند

به گزارش مهر مشرق، به بهانه هفته دفاع مقدس به سراغ یکی از جانبازان استان رفتیم، محمود جاهدی مقدم جانباز 40 درصد اهل خراسان جنوبی و دانش‌آموخته کارشناسی کتابداری از دانشگاه تبریز است که در طول جنگ تحمیلی دوبار مجروح شده است؛ بار اول با اصابت ترکش از ناحیه گردن، بار دوم، در شلمچه و در پدافندی که بعد از عملیات کربلای 1 انجام شد دست چپش را، در راه دین و دفاع از وطن ادای تقدیم کرده است.

*خاطره ماندگار از شهدا
وی در گفتگو با خبرنگار مهرمشرق اظهار از همرزمان شهیداش گفت:« در طول جنگ تحمیلی با شهدایی چون شهید دیمه، کدخدایی، شهپر، بامیانی، علیرضا رحیمی و شهید صبور همراه و همرزم بودم.» به اسم شهید صبور که می‌رسد گریه امانش نمی‌دهد و با بغضی در گلو که مانع حرف‌زدنش می‌شود ادامه می دهد:« با خودم عهد کردم در هر زمان و مکانی  حتی اگر شده روزی هزار بار این خاطره را بازگو کنم تا نکته کوچکی از آن حادثه را به تصویر بکشم، در عملیات والفجر 3، در تنگنایی که رزمندگان با کمبود مهمات مواجه بودند یک دستگاه آیفا از سمت عراق به سمت کله‌قندی که در تصرف نیروهای عراقی بود در حرکت بود و برای نیروها مهمات می‌برد.»
وی افزود:« شهید صبور در این عملیات آرپیجی‌زن بود با مشاهده خودروی عراقی، فرمانده دسته گفت آرپیجی‌زن، بزن، شهید صبور گفت خودش را بزنم یا راننده را، گفت تو بزن، اما شهید صبور گفت آیفا حیف است و شلیک کرد، با پرتاب آرپیجی فرمانده به او اعتراض کرد که چرا آرپیجی را هدر دادی، اما بعد از چند دقیقه متوجه شدیم که شهید طوری شلیک کرده است که سه سرنشین خودرو به درک واصل شده‌اند اما خودرو هیچ آسیبی ندیده است و علاوه بر آن آذوقه و مهماتی که در دستگاه بود نیاز 2 یا 3 روز بچه‌ها را تأمین کرد.»

* جوانان امروز از جوانان دهه شصت بسیار جلوتر هستند
جاهدی مقدم با بیان اینکه در دوران دفاع مقدس به واسطه تحریمها از نظر تجهیزات نظامی کمبودهای زیادی داشتیم اما رزمندگان در مقابل صهیونیسم جهانی ایستادند و حماسه‌ آفریدند، گفت:«تحلیل‌گران نظامی جهان نمی‌توانند بفهمند که در طول 8 سال دفاع مقدس رزمندگان ایرانی چه کاری کردند، اما با وجود این حماسه آفرینی رزمندگان، اگر بخواهم به ترویج فرهنگ دفاع مقدس از 100 نمره بدهم، 20 هم زیاد است چرا که هنوز آنقدر که باید کاری نکرده‌ایم ودر برخی مواقع هم نخواسته‌ایم، متأسفانه خود ما هم در این زمینه کم‌کاری کرده‌ایم و می‌کنیم. مسئولین به تنهایی نمی‌توانند در این زمینه ورود پیدا کنند، وقتی قرار باشد کار دستوری و شعاری و یا به صورت نمادین باشد بهتر از این که هست نخواهد شد.»

این رزمنده دفاع مقدس که معتقد است درب شهادت بسته نمی شود و همیشه باز است، به تفاوت جوانان دهه شصت و جوان امروزی اشاره کرد و گفت:« دهه شصت دهه انقلاب بود و مشخصات خاص خودش را داشت امروز هم که دوران تکنولوژی است شاید گفته شود جوانان امروزی پایبندی کمتری به مسائل اعتقادی دارند اما همین جوانان بودند که با کوچکترین جرقه وارد میدان شده و حماسه 9 دی آرا ‌آفریدند، ثبت نام 30 هزار نفر برای دفاع از حریم ولایت تنها با یک فراخوان سپاه قدس نمونه دیگری است که باید گفت جوانان امروز از ما جوانان دهه شصت بسیار جلوتر هستند.»

* کج‌سلیقگی در رسیدگی به مشکلات جانبازان زیاد است
وقتی از او درباره مشکلاتش می پرسیم، سر درد و دل را باز کرده و گفت:« گاهی اوقات مشکلات آنقدر زیاد می شود و کار به جایی می‌رسد که می گویم من جانباز نیستم، معلول جنگی هستم! کج‌سلیقگی در رسیدگی به مشکلات جانبازان زیاد است، به صورتی که مشکل هر قشری از جانبازان شناسایی نشده تا برای آنها اقدامی مناسب انجام شود، به عنوان نمونه جانبازی که از ناحیه دست و پا آسیب دیده‌ چگونه باید امورات شخصی خود را بگذراند و خانواده‌ اش با چه مشکلاتی مواجه هست برای این فکری نشده است! البته در بحث درمان و بهداشت جانبازان در سالهای اخیر اقدامات خوبی انجام شده اما اگر 10 درصد برای جانبازان کار شده، 100 برابر تبلیغ کرده‌اند در صورتی که یک درصد آن هم عملی نشده که این موارد باعث شده مردم نسبت به جانبازان دید خوبی نداشته باشند.»

وی با بیان اینکه جایگاه جانبازان در جامعه ما شناخته شده نیست، افزود:«آقای زلیخایی یکی از جانبازان 70 درصد بیرجندی است که خاطره ای از حضورش در یکی از بیمارستانهای آلمان که برای درمان به آنجا رفته بود برایم نقل کرد که یک دوره یک ماهه‌ درمانی را در آلمان  داشته و یک روز عصر دیوانه‌وار از بیمارستان خارج می شود و به طرف اتوبان رفته، برای یک لحظه پشت سرش را نگاه می کند و می بیند چند کیلومتر اتومبیل پشت سر هم قرار گرفته و بدون بوق و یا سر و صدایی توقف کرده‌اند، وقتی از پرستاری که متوجه بیرون آمدنش شده می پرسد قضیه چیست، می گوید مردم آلمان می‌دانند که این‌جا بیمارستان مجروحین جنگی است بنابراین رعایت حال آن‌ها را می‌کنند. این درحالی است که در کشور ما هیچ دغدغه‌ای نسبت به جانبازان و مشکلات آنها  وجود ندارد.»

 

*امداد غیبی در روزهای دفاع مقدس
از وی می‌خواهیم یکی از شاخص‌ترین خاطراتش را در طول حضور در جبهه بیان کند: « اگر چه تمام جنگ خاطره است، اما در عملیات میمک اتفاقی افتاد که برایم خیلی عجیب بود؛ در این عملیات باران بسیار شدیدی شروع به باریدن کرد و مانع ورود بچه‌ها به دشتی شد که قرار بود با عبور از تنگه میمک از این دشت که به دو شهر بدر و زورباطیه منتهی می‌شد مستقر شوند. صبح که عملیات تمام شده بود طبق روال معمول پاتک عراقی‌ها شروع شد و متوجه شدیم که صدام به خاطر اهمیت این عملیات شخصا در منطقه حضور داشته است، و اگر بچه‌ها وارد دشت می‌شدند چه بسا که هزاران نفر از نیروهای ما به شهادت می‌رسیدند.»

جاهدی ادامه داد:« این باران امداد غیبی خداوند بود که بار دیگر همراه رزمندگان شد و از این تلفات عظیم جلوگیری کرد. در این عملیات که به عملیات عاشورا هم معروف است تنها 72 تن از رزمندگان ما به درجه رفیع شهادت نائل شدند، صبح آن روز هیچ اثری از آسمان ابری و بارانی دیده نمی‌شد و شاهد دشتی پر از لاشه‌های تانک دشمن بودیم که حدود 200 دستگاه تانک دشمن در این دشت از بین رفته و باعث عقب‌نشینی نیروهای عراقی شده بود.»

 

وی در پایان اظهار داشت: « همه مسئولین باید به گونه‌ای عمل کنند که مدیون خون شهدا نباشند و اگر پست و منصبی را قبول می‌کنند از صفر تا صد آن را بشناسند و بدانند به چه کسانی می‌خواهند خدمت کنند که در این صورت به درستی به وظیفه شان عمل خواهند کرد.»
                                    

انتهای پیام/

دیدگاه شما

http://ommatevahed.com/