تاریخ : 28. خرداد 1396 - 11:46   |   کد مطلب: 1790
علی‌رغم تأکیدات فراوان نمایندگان مردم شریف خراسان جنوبی در مجلس شورای اسلامی بر انتصاب فردی کارآمد و متعهد، در جریان انتصاب استاندار خراسان جنوبی، دولت به خواسته های آنان توجهی نکرد.

به گزارش مهر مشرق ، یکی از راهکارها در راستای رفع مشکلات موجود در استان استفاده از ظرفیت‌های بومی و توانمندی‌های داخلی است. اگر چه در بخش‌های مختلف به ویژه اداره کشور سلایق مختلفی وجود دارد اما این سلیقه و نظرات تا جایی باید استفاده  شود که مصالح و منافع ملی را به خطر نیندازد و در این موارد منویات و تدابیر مقام معظم رهبری باید نصب العین و مورد توجه باشد. البته حمایت همه جانبه از جایگاه مدیران و نیروهای بومی به مفهوم تثبیت تمام عیار آنان در مباحث مدیریتی و سازمانی نیست چون مدیران بومی نیز ممکن است دارای چالشهایی نظیر عدم قدرت تصمیم گیریهای کلان مدیریتی، اعمال سلایق و علایق شخصی در اداره سازمان و...، باشند.

سال گذشته بود که در استان خراسان جنوبی با وجود نیروهای بومی توانمند، پرتوان و مسلط به حوزه های تخصصی یکی از نیروهای غیربومی، به تصدی حوزه خطیر و پیچیده استانداری منصوب شد و هيئت دولت با بركناري خدمتگزار، علی اکبر پرويزي را به عنوان استاندار خراسان جنوبي انتخاب كرد. حسن روحانی در اين جلسه با ابراز رضایت از عملکرد پرویزی استاندار سابق خراسان شمالی، اظهار امیدواری کرد « با استفاده از تجربیات موفقی که در محل قبلی مأموریت داشته، در خراسان جنوبی که مورد توجه ویژه دولت از لحاظ رفع محرومیت‌ها و توسعه اقتصادی است، هم منشأ خدمات خوبی بوده و به توسعه و پیشرفت استان اهتمام نماید.» اما به نظر می‌رسد آن‌چه که در جریان انتصاب استاندار مدنظر دولت قرار گرفته، جناح بازی های سیاسی تا شایسته سالاری است چراکه به گفته موسی ثروتی نماینده سابق مردم بجنورد در مجلس شورای اسلامی، دوران مسئولیت پرویزی در سمت استاندار خراسان شمالی، از حواشی زیادی برخوردار بوده و ناکارآمدی و نگاه‌های عدم توسعه‌ای وی به استان خراسان شمالی ضربه وارد کرده است.

از دیگر سو علی‌رغم تأکیدات فراوان نمایندگان مردم شریف خراسان جنوبی در مجلس شورای اسلامی و سایر متدینین مبنی بر انتصاب فردی کارآمد، متعهد و در سطح یک مدیر جهادی، در جریان انتصاب استاندار خراسان جنوبی، دولت به خواسته های آنان توجهی نکرد و از نمایندگان استان در این زمینه مشورت نگرفت که پیامد آن اقدامات و حاشیه‌سازی‌های استاندار خراسان جنوبی  و شروع شدن کارهای سیاسی استاندار از همان بدو ورودش به خراسان جنوبی به جای حل مشکلات مردم بودکه می‌توان به مواردی اشاره نمود:

عدم تحقق وعده هر ماه نشست وزیر کشور با نمایندگان مجلس با توجه درخواست های فراوان، عزل و نصب تعداد زیادی از فرمانداران و بخشداران و مدیران، دیدارهای خاص سیاسی با یک جناح سیاسی، سکوت درمقابل هتک حرمت تورهای کویرنوردی در روزهای سوگواری ائمه علیه‌السلام، فسخ قرارداد بسیج سازندگی برای آبرسانی سیار به روستاها، خفاش خواندن ائمه جمعه توسط مشاور امور بانوان استاندار، نامه توهین آمیز مدیرکل سیاسی استانداری خراسان جنوبی به برخی از اعضای شورای تأمین در خصوص تجمعات ائمه جمعه و منتقدین، دفاع از جنجال‌های علی مطهری (06/09/95)، مخالفت با قدرت موشکی کشور(23/08/1395)، مخالفت با برگزاری یادواره‌های شهدا (30/09/95)، حتی در خصوص لغو برخی کنسرتها به پلیس اماکن اعتراض کرده که آنها چکاره اند،  نیروی انتظامی مسئول حفظ نظم و تنظیم ترافیک است در هیچ چیز دیگری نباید دخالت کند)، سخن گفتن درخصوص لطمه نزدن رقص زن و مرد به اسلام (28/11/1395) و... از نمونه های حاشیه سازی پرویزی در استان خراسان جنوبی است.

متاسفانه پس از گذشت قریب به یک سال از روی کار آمدن سید علی اکبر پرویزی، اقدامات وی منجر به شکل گیری فضای انتقادی و اعتراضی توسط مردم و نمایندگان استان گردید. آیا اعمال چنین سیاست و عملکردی از سوی این‌گونه مسئولان و تصمیم گیرندگان بی تدبیر که صرفا افتخار بازیگری نقش اول را در بازی های سیاسی و حزبی بر عهده داشته و جهت حفظ منافع و مصالح شخصی از هیچ اقدامی دریغ نمی کنند، اصولی و عقلانی است؟

جالب است بدانید باوجودی که انتصاب پرویزی به سمت استاندار خراسان جنوبی در سال پایانی دولت صرفا برای رای آوری بیشتر روحانی در این استان بود اما به واسطه سیاسی کاری ها و عدم توجه به درخواستها و مطالبات مردم و حل مشکلات آنها رای اکثر مردم به رقیب روحانی بود، لذا پروژه اصلاح طلبان در این خصوص شکست خورد، البته در این میان بومی بودن برخی فرماندارن و همچنین عدم سیاسی کاری های آنها به واسطه وابسته بودن به جناح خاص باعث شده رای روحانی در آن شهرستانها بالا رود که این خود گویای این موضوع است که مدیران بومی بهتر می توانند بر آرای مردم تاثیر بگذارند.

بی تردید اگر روند انتصابات غیربومی و سفارشی بدین گونه تداوم یابد، پایه های مدیریتی و اجرایی درسازمان ها و ساختارها از قدرت و استحکام مطلوب برخوردار نبوده و به چشم اندازها و الگوهای مدیریت برجسته بومی دست نخواهیم یافت؛ چرا که، مسئولین غیر بومی به دلیل عدم اشرافیت و آشنایی با حوزه استحفاظی خود آسیب‌های فرهنگی اجتماعی منطقه را نمی‌شناسند و لذا برای رفع آنها نمی‌توانند تلاش کنند. وقتی شناخت نباشد برنامه‌ای برای پیشگیری و درمان هم وجود ندارد و در مدت زمان کوتاهی متوجه می‌شویم که آسیب‌ها به تهدید تبدیل شده‌اند. در کنار آن میزان همکاری نیروهای بومی که به شایستگی آنها توجهی نشده است به حداقل خواهد رسید.

با تمام این تفاسیر و با توجه به سابقه مدیران بومی و غیر بومی،  امید است مسئولان و مدیران ارشد استان، نمودار سیاست ها و ماموریت های خود را طوری تنظیم و ترسیم نمایند که در بکارگیری نیروهای بومی و غیربومی ارزشهای مدیریتی، ساختاری و راهبردی نهادها و ارگان های موثر و نقش آفرین دچار آسیب ها و چالش های جدی و جبران ناپذیری نشوند؛ چرا که تجمیع و افزایش قدرت سازمانی و تشکیلاتی و ترقی سیستم نظام مند اداری، زمانی شکل خواهد گرفت که در پازل مدیریتی جامع، همه اجزاء تشکیل دهنده آن اعم از مدیران متخصص و متعهد، نیروهای خوشفکر و با استعداد، ظرفیت های بزرگ و توسعه ساز، تعامل و مشارکت فعالانه و مجاهدانه، در کنار یکدیگر و هماهنگ با آرمانهای والای نظام و اهداف بلند سازمانی در مسیر عزت و پیشرفت گام بردارند.

 

دیدگاه شما

http://ommatevahed.com/