تاریخ : 13. آذر 1396 - 11:32   |   کد مطلب: 1978
ری خدمت به زائران کشتی نجات، نعمتی است که باید لمس شود و حس کنی و ببینی چگونه اهالی کاظمین از اول شب تا سحرگاهان در ورودی موکب مستقر شده‌اند تا شاید بتوانند با التماس و تمنا چند ساعتی میزبان زوار مولایشان اباعبدالله (ع) باشند.

به گزارش مهر مشرق ، کاروان عازم شد و صدها کاروان دل با خود راهی سرزمین نور نمود. سرزمینی که روزگاری ندای هل من ناصر ینصرنی از آن به گوش رسید، امروزه با گذشت چندین قرن از گوشه و کنار عالم، خیل عاشقان چه حضوری یا شهودی عازم شده تا ندای امامشان را لبییک گویند. اما گاهی اوقات عزیمت‌ها معنایی متفاوت می‌یابد، چراکه بعضا زائروار وارد این قطعه از بهشت می‌شوی و گاهی افتخار دیگری نصیبت می‌شود و روزی خدمت به زائران ارباب برای تو مقدر ‌می‌گردد، عنوانی که به یقین از آرمان‌های همگان به شمار می‌رود و تو باید برای رسیدن به این رزق معنوی شاکر معبودت باشی.

اولین وعدگاه کاروان خدام، مرقد مطهر امامین کاظمین(ع) بود. پس از تشرف به این مکان مقدس در دمادم غروب آفتاب، صحن و سرای حرم مملو از زائران پیر و جوان بود و اهلا و سهلا برادران و خواهران کشور عراق که هر مخاطبی را به سمت خود جلب می‌نمود. از رسیدن به مقصد تا شروع کار، برای چند دقیقه‌ای به خدام وقت آزاد داده شد تا برای خدمات دهی به زوار آماده شوند. در این هنگام نوای دلنشین قرآن در مکانی که یک زاویه چشم به حرمین کاظمین و زاویه دیگر به مجنون‌وارهایی که چند روزی است با پای پیاده راهی عتبات شده‌اند حسادت را ارزانیت می‌دارد.

اما از خدمت بگویم، خدمتی که ثانیه ثانیه آن، در محضر زوار اولاد یاس نبی (ص) هستی اینگونه رقم می‌خورد: با وجود خستگی راه هنگام دیدار با زائرانِ کوی دوست، خستگی از چهره‌ات رخت برمی‌بندد و حال خوش وصال به تو دست می‌دهد. قریب به بیست روز خدمت‌رسانی شبانه روزی به جمعیتی میلیونی از ملیت‌های مختلف، با زبان و فرهنگی متفاوت از هویت خودی، اگر چه به بیان سهل است اما صعب است هنگامی که تو می‌بایست با چهره‌ای گشاده همراه با حزن، به تبعیت از کاروان اسرا، پیاده‌روان اربعین را همراهی کنی.

آری خدمت به زائران کشتی نجات، نعمتی است که باید لمس شود و حس کنی و ببینی چگونه اهالی کاظمین از اول شب تا سحرگاهان در ورودی موکب مستقر شده‌اند تا شاید بتوانند با التماس و تمنا چند ساعتی میزبان زوار مولایشان اباعبدالله (ع) باشند. زیباتر از این، نیمه‌های شب، هنگامی که مسافران بین‌الحرمین بعد از انجام اعمال زیارتی اربعین ماتم‌زده، مشرف به حرمین جوادین می‌گردند و برای یافتن سرپناه برای چند ساعتی وارد موکب می‌شوند و در بینشان خادمانی که به نیابت از بی‌بی زینب(س)، در آن گوشه خرابه چادر بر روی کودکان یتیم می‌کشد که نکند سوزش سرما باری گزاف باشد بر دل زخم‌دیده آن‌ها، زینب‌وار در لابه‌لای جمعیت می‌چرخند تا گرمینه‌ای بیابند تا شاید مرهمی باشد بر ابدان خسته مسافران.

در این حال و هوای کربلائی در بین زائران نظاره‌گر ملائک هستی که زمینی شده‌اند و به نحوی شگفت‌آور یاریگر مفقودینی هستند که در مسیر پیاده‌روی از هم سوا شده و گویی با توسل به جواد الائمه در موکب ام‌الجواد به گمشده‌شان رسیده‌اند و دست‌های خیری که هر لحظه در وعده‌های متعدد میزبان از راه‌رسیدگان و راهی شدگان می‌باشد.

آری اگرچه شمار موکب‌هایی که شبانه‌روز تحت قبه پدر و پسر انیس‌النفوس به نیابت از امام رئوف (ع) کثیر‌ند اما باید با پای دل رفته باشی تا بتوانی تنها و تنها با دل ترک خورده  و اشک حسرت و التماس دعا، خادم‌وار در هر ساعت از شبانه‌روز بدرقه‌گر زائران باشی تا بتوانند روز اربعین از بین‌الحرمین به آقای‌شان سلام دهند و جواب بگیرند.  بلی بودن در بین زائران و دیدن معجزه‌های اربعین تو را برای ورود به کربلای معلی آماده‌تر می‌کند؛ چراکه آنجا سرزمینی است که روزی یزیدیان و صدامیان دل کور، درصدد نابودی شیعه برآمدند اما جنس آهنگ نهضت اربعین به نحوی است که زن و مرد، پیر و جوان، فقیر و غنی خادم می‌شوند، تا شاید با لبیک زائری به سلامشان، خود را نظرکرده عطشان نینوا دانند و چه احساس زیبایی است هنگامی که با دادن جرعه‌ای آب به زائر امام حسین(ع)، کربلای سال 61قمری را به خاطر می‌آوری. و اینجاست که ولایت نازیدن دارد چراکه بصیرت به آیه تطهیر جانی مضاعف می‌بخشد. خادم زوار ارباب بودن لذتی است که شاید ذره‌ای از آن لمس شد و حسرتی است که همیشه ماندگار خواهد ماند تا قیام فرزندش حضرت مهدی (عج).

دیدگاه شما

http://ommatevahed.com/